بارانی تو

باد با عاشقانه هایم می رقصد

اینه می خندد

می دوم که عاشقانه ای را بغل کنم

به دستهای بارانی تو گیر می کنم

عاشقانه ها از پنجره پرت میشوند

حالا

ابری که در بارانی تو گیر کرده می بارد.........

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان محمدي

سلام با يك فراخوان و و يك غزل منتظر نگاهتان هستم يا حق

فرشید

درود پریسا جان! اشعارتان را خواندم.از سرى سروده‌هایى‌ست که به تمامى حس خواننده را درگیر خود میکند.[گل]

مهدی آخرتی

ابری که در بارانی تو گیر کرده می بارد خوبه دعوتید به خوانش یک سپید

رسول پیره

ابری که در بارانی تو گیر کرده می بارد زیبا بود و به یادماندنی

طاهره پرتوی

سلام با احترام دعوتید

مهدی آخرتی

اصلا این شعر را تو گفتی که اینقدر اندوهگین است . . . دعوتید به شعری سپید

الهه (امید) عابدینی

سلام وب خیلی جالبیه خوشم اومد حتما گسترشش بدید و تو فهرست مو ضوعی بذاریدش

والیزاده

با سلام و احترام دعوتید به یادداشتی به بهانه شعر نصرت